اسکیت بازی عســـــ♥ـــل
سلــــــام سلــــــام![]()
بازم یه روز خوب با عسل و بابا مرتضی شروع شد.
امروز هم طبق معمول هوا خیلی خیلی خوب بود.
عسل و بابا مرتضی زودتر از من بیدار شده بودند![]()
منم زودی بیدار شدمو رفتم پیش عسل و بابا مرتضی.
بعد صبحونه
رفتیم حیاط برا بازی.
عسل اسکیت هاشو پوشید و بابا هم کمکش کرد تا عسل بتونه تعادلش رو حفظ کنه.
عسل زرنگ منم ماشاالله خیلی زود تونست یاد بگیره و تعادلش رو خیلی خوب حفظ کرد.
فداش بشم دخترمو![]()
چون وسط بازی عسل منم مشغول شستن حیاط بودم نتونستم ازش عکس
بگیرم.
شرمنده دیگه![]()
اگه زندگیم تو یه کاسه آب خلاصه میشد اونو بدرقه ی راهت میکردم
بای دوستای مهربونم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


اسکیت بازی عســـــ♥ـــل
